This entry was posted on جولای 7, 2008 at 4:50 ب.ظ and is filed under حس. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
حالا که یه کم دقت کردم ، می بینم این عکسه ، داره گریه می کنه و دهنش هم چسب زده شده و نمی تونه فریاد بزنه . حرف ِ قبلَم رو پس می گیرم . ببخشید . عکس ِ مناسبیه .
جولای 7, 2008 در t 5:15 ب.ظ |
خونه ی جدید مبارک
خوشحالم که حالا راحت می تونم بهت سر بزنم . بدون ِ فیلتررر
جولای 7, 2008 در t 8:55 ب.ظ |
اينجا هم تبريك….
(چي شد راستي؟)
جولای 9, 2008 در t 7:46 ب.ظ |
ما هم مانده تا عادت كنيم به اين خانه ي جديد خارجي ات
.
نجات آخه اگر اون وبلاگت فيلتر شده چرا باز مي شه؟
خلاصه مبارك باشه
گاهي بايد كند ديگه ….
جولای 9, 2008 در t 8:07 ب.ظ |
جسمت درد نمیکند ولی کَمَرَت خیلی دَرد میکند، بَس کو دیگه لامَصصصَب.
جولای 10, 2008 در t 9:12 ق.ظ |
خونه ی جدید…مبارک!
راستی جسم من هم مسکن میخواد!
جولای 10, 2008 در t 10:50 ب.ظ |
1.خانه نو مبارک!
2.مرسی که سر زدی.
3.آدرس جدیدت رو لینک می کنم.
4.این روز ها مسکن فریاد همه است و راه چاره اش هم لابد شده پناه طلبیدن از بیگانه.
جولای 11, 2008 در t 5:31 ب.ظ |
اومدم سركي بزنم ببينم چه خبره
كمكي چيزي از دستمون بر مياد بگو دريغ نمي كنيم
جولای 13, 2008 در t 10:14 ب.ظ |
می گمااا ، ناقلا !
این عکس رو چرا برای کنار ِ کامنت ِ من انتخاب کرده ای ؟ یعنی من اینقدر عصبانی و تلخم ؟ : )
جولای 13, 2008 در t 10:16 ب.ظ |
حالا که یه کم دقت کردم ، می بینم این عکسه ، داره گریه می کنه و دهنش هم چسب زده شده و نمی تونه فریاد بزنه . حرف ِ قبلَم رو پس می گیرم . ببخشید . عکس ِ مناسبیه .
آگوست 15, 2008 در t 2:44 ب.ظ |
مسکن لطفففففففن…