آمدم اینجا بزرگ بنویسم پلمپ شد ، بعد به در و دیوار خانه ام که نگاه کردم ، قلبم درد گرفت به جایش کاغذ دیواریش را عوض کردم و شروع کردم به جارو کشیدن و آرام آرام آواز خواندن ، خدا را چه دیدی ، شاید دوباره دست به قلم شدم .. . همین روز ها
آمدم اینجا بزرگ بنویسم پلمپ شد ، بعد به در و دیوار خانه ام که نگاه کردم ، قلبم درد گرفت به جایش کاغذ دیواریش را عوض کردم و شروع کردم به جارو کشیدن و آرام آرام آواز خواندن ، خدا را چه دیدی ، شاید دوباره دست به قلم شدم .. . همین روز ها
ژوئیه 16, 2011 در 11:45 ق.ظ. |
چه خوشحالم از اینکه قراره دوباره اینجا یه سری جمله و احساس کنار هم بشینه. که دوباره جون تازهای بگیره.
منتظر میشینم تا بخونم. تا سرشار شم از حس خوب خواندن کسی که روی ابرها مینویسد