خانم شما لبخند میزنید ؟

سعی کردن که گناه نیست . من سعی میکنم به واقع سعی میکنم چشم هایم را ببندم بلکه نبینم و گوش هایم را بگیرم بلکه نشنوم و بر دهانم برچسب بزنم بلکه حرف نزنم . خوب من دارم تمام سعیم را برای مردن میکنم !! راستش من اگر سعی هم نکنم …اتفاق خاصی نمی افتد ! مردن خودش کم کم رسوخ میکند. مثل امروز ! مثل امروز که من دیدم و شنیدم و حرف زدم ! اما برای خودم ! با خودم !  توی ذهنم ! مثل امروز که آن مردک سبز پوش آمد توی دانشکده ! می فهمی توی دانشکده !!! و بعد من توی ذهنم گفتم او که حق نداشت … اما چشم هایم دید !خوب من سعی کردم نبیند اما دید ! دید که آن مرد سبز پوش روی خط  ِ قرمز قانون قدم زد و برایم دست تکا ن داد و خندید. توی دلش به من خندید . خوب ذهن من خنده ی زشتش را هم دید . آدم ها را هم دید که تکان نخوردند و فقط نگاه کردند . بعد صدایم خفه شد رفت توی دلم .  دلم درد گرفت درد گرفت و درد گرفت و بعد مرد ! خوب مرد گفتم که من سعی هم نکنم مردن خودش رسوخ میکند ! مثل امروز که تنها رنگ ِ هفته ام را ! » بی خوابی»  را ! آن پسر با ریش هایش و ذهن کوچکش سیاه و سفید کرد . خوب من سعی کردم نشونم که چه شد . سعی کردم که حرص نخورم . سعی کردم که  اتاق کوچک ِ لجنی آن طرف حیاط دانشکده و آدم هایش را هم نبینم . اما نشد .خوب گوش و چشم ِ من می شنوند و میبنند . کر و کور نمی شوند لعنتی ها ! راستی اگر چشم من نبیند و گوشم نشنود و حرف نزنم ! ذهن ِ من فکر کردن یادش میرود ؟ دیگر نمی فهمد که چه میشود ؟ خانم شما لبخند میزنید ؟ لبخند چرا ؟ گوشه ِ لبتان را کج کنید ! بله به همین صورت … پوزخند بزنید !

 * برایم از خوب بودن ، خوب ماندن ، خوب شدن نگو ! این لجن زار و خوبی ؟

* نظرات را هم باز کردیم برایتان . گفتنی هایتان را آن بالا بگویید .

Advertisements

5 پاسخ to “خانم شما لبخند میزنید ؟”

  1. بابك اسماعيلي Says:

    چي عرض كنم…

  2. دلقک Says:

    اولین بار خواهرم بود که اینچنین از مردانگی نامردها و چشم های هیز برایم گفت. بچه تر بودم. بعد ها فلانی ها و بعد تر ها او. هر وقت که می گفت… می گفتم همین است. غصه نخور و از این حرف ها. تا کمی آرام شود. !

  3. طه Says:

    آن مردک سبز پوش را خود راه دادیمش! صدای هیچ کس در نیامده بود !!! دیدی که … همانگونه که سکوت پیش گرفتند در برابر حماقت آن مردک نشانده شده وقتی دستور آن شیشه های مات را صادر کرد … وقتی آن عفریته را مسئول اندازه گیری معصومیت دخترانمان کردند و وقتی سال پیش آن مردک را اجازه دادیم برود بالای صندلی و دانشجو را با گوسفند مقایسه کند ! نگفتیمشان این خود کثافت و لجن مالشده اشان ربطی به دیگران ندارد !!! می دانی که … نگفتیم … نگفتیم …. نگفتیم

  4. bahman Says:

    باز هم باید به این دنیا خندید!
    آنقدر خنده دار است که بعضی وقتها گریه ام می گیره….

  5. سارا Says:

    سلاااااااااااااااااام. دوست نازنین.
    پیشنهاد قبلی را تکرار می کنم……….
    عناصر زیبا را بیشتر بها بده………
    بدی ها را حذف کن….
    دلم برای کامنت گذاشتن تنگ شده بود….
    خیلی خوشحال شدم…
    منتظر حضورت هستما………….
    دوست خوب….:(

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: